و ثالثا در صورتى هم كه از نظر ماهيت و قدرت يكسان باشند ، خود سرعت و شدت برخورد بر نيروى او ميافزايد ، چنان كه اگر سنگى ده كيلوگرمى از مسافت بسيار دور بر سنگى هموزن خود پرتاب شود ، سنگ دوم خرد مىشود ، در صورتى كه از نظر وزن و جنس يكسانند .
خورشيد يا چراغ آسمانى
از اين چراغ فروزان آسمانى سى و دو بار در سراسر قرآن ياد شده ، و از جهاتى چند مورد نظر قرار گرفته است :
در چهار آيه جملهء :
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى
تكرار شده « 1 » و بدين وسيله دو مطلب دربارهء خورشيد خاطرنشان گشته است :
1 - جريان خورشيد : كه على الدوام در حال حركت و سير است « يجرى » .
2 - اين جريان دائمى نبوده ، و بسوى سرنوشتى معين « لأجل مسمى » عند اللّه مىباشد ، كه در پايان ، حرارت و حركت خود را از دست داده ، و كرهاى سرد و راكد خواهد شد .
مطلب دوم در آيهء زير بچهرهء دگرى بيان شده است :
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
[ يس 38 ] .
خورشيد در جريانست براى مستقريكه پروردگار قادر برايش مقدر فرموده .
اينك اگر « مستقر » اسم زمان يا مكان و يا مصدر ميمى باشد « 2 » معنى آن
هامش
( 1 ) - ( زمره ) ( لقمان 29 ) ( فاطر 13 ) ( رعد 2 ) .
( 2 ) - اسم مكان : بمعنى مكان قرار و ايستادن ، و اسم زمان : زمان ايستادن ، و مصدر ميمى :
بمعنى ايستادن .