1 - گفتهء ابو مسلم كه : بمعنى آشكار شدن پاداش اعمال مكلفان دانسته گويد : انفجار زمين در اثر زلزلهء آخرين ، به زبان حال گويد كه دنياى تكليف سپرى شد ، و جهان پاداش آغاز گرديد .
2 - نظر جمهور مفسران كه : خدا زمين را حيوانى عاقل و گويا خواهد كرد ، و سپس او را از كردار تمامى مكلّفان آگاه سازد ، كه در نتيجه « له » و يا « عليه » مردمان گواهى دهد .
فخر رازى پس از نقل اين نظر گويد : اين به نظر ما درست نيست ، زيرا خصوصيت هيكل و بنيه شرط پذيرش زندگى نيست ، بنابراين ممكن است كه زمين به حالت و شكل خود بارادهء الهى موجودى زنده و عاقل گردد ، نه آنكه بماهيت حيوانى نمودار شود .
3 - رأى معتزله است كه ممكن است ايجاد كلام در جماد بدون آنكه داراى روح و جان شود تحقّق پذيرد ، و در اين صورت متكلّم و گواه اعمال خدا است ، كه از رهگذر زمين بر زشت و زيباى مردمان گواهى ميدهد .
* * * ؟ ؟ خيلى جاى تأسف و تعجب است كه اين گونه سخنان پيرامون تفسير آيات مقدسات قرآن از گروهى شنيده شود ، كه در صدد بيان حقايق و معارف قرآنى برآمدهاند
از اينان بايد پرسيد : چه فايده و نيازى باينگونه گواهى هست ، كه زمين با گرفتن عقل و جان و يا بدون آن بر اعمال آدميان گواهى دهد .
مقصود از گواهى آيا نه اينست كه : مردمان بكردارهاى خود از روى حس و وجدان معترف شوند ؟ و آيا راه اعتراف اينست ؟
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٢٤