وحى در آن مورد رمزى از رموز آفرينش در غريزهء او خواهد بود « 1 » .
و چنان كه موجودى بيجان و جماد باشد : وحى در مورد او خاصيّتى مرموز و پنهان است « 2 » .
بنابراين « وحى » در
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
كه دربارهء زمين اطلاق شده :
از نوع چهارم بوده ، و به اين معنى است كه :
زمين بروز رستاخيز تمامى گزارشات گذشتهء خود را آشكار مينمايد . . .
چگونه ؟ بوسيلهء رابطهاى مرموز كه آفريدگار مربى تو ( و تمامى آفريدگان ) بهنگام آفرينش با آن گرفته ، و چنان رمزى شگفتانگيز در بنيه و مادهء آن نهاده ، كه بسى بهتر و دقيقتر از هر دستگاه گيرندهاى ، تمامى صورتها و صداها را در خود ضبط كرده و بهنگام خود در محكمهء عدل إلهى تمامى آنها را بدون كم و كاست آشكار مىكند ، و طبيعى است كه دستگاهى مىتواند فرستندهء گزارشاتى باشد كه قبلا آن گزارشات را در خود ضبط كند ، تا بتواند عين آن را تحويل و گزارش دهد .
آيهء فوق تصريح مىكند : كه زمين تمامى حوادث و گزارشات گذشتهء خود را آشكار خواهد كرد ، پس ناگزير بايستى همگى آنها را قبلا در خود ضبط كرده باشد .
* * *
هامش
( 1 ) - چنان كه دربارهء زنبور عسل فرمايد :وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ . .[ نحل 68 ] .
( 2 ) - مانند زمين در آيهء مورد بحثبِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها.