وحى : « 1 »
راغب در مفردات القرآن گويد : وحى اشارهء مرموز و سريع را گويند ، و اين اشاره هنگامى با سخن است ، و گاهى با صداى عارى از سخن ، و گاه به اشاره با بعضى از اعضاء ، و گاه با نوشتن و . . .
در نتيجه « وحى » رابطهايست مرموز ، و اين رابطه برحسب اختلاف چگونگى ربط و رابط و مربوط و موردش مراتب و درجاتى گوناگون خواهد داشت .
اگر رابطهء گيرنده انسان و يا مانند آن باشد : وحى بمعنى مطلق رمز خواهد بود « 2 » و اگر ارتباط و إعلام از طرف حضرت اقدس الهى باشد ، چنانچه مورد آن پيمبرى از پيمبران باشد : اين گونه وحى رسالت است « 3 » و اگر فرشته يا انسانى كامل و غير نبى باشد : بنام وحى الهام و واردات ملكوتى قلبى خوانده ميشوند « 4 »
و اگر حيوانى فاقد عقل و تكليف مورد اعلام مرموز الهى قرار گيرد : بناچار
هامش
( 1 ) - تفصيل سخن پيرامون مراتب « وحى » را در كتاب وحى القرآن آوردهايم ، اين كتاب به صورت مقالاتى چند در مجلّهء الاضواء الاسلاميه نجف اشرف چاپ و منتشر شده ، و در آينده انشاء اللّه تعالى در جزوهاى مستقل چاپ خواهد شد .
( 2 ) - و اين رمز اعم از خير و شر است : قسم اول مانند وحى ذكريا بقومش ، چنان كه فرمايد :فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا[ مريم 11 ] .
و از قسم دوم است :وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ . .[ الانعام 121 ] .
( 3 ) - وحى نبوت و رسالت در موارديست كه مورد وحى پيمبرى از پيمبران باشد .
( 4 ) - مانند وحى در مورد مادر موسى عليه السّلام كه :وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ[ القصص 7 ] و همچنين حواريين عيسى عليه السّلام در صورتى كه عنوان نبوت نداشته باشند :إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي قالُوا آمَنَّا . .[ مائده 111 ] .