و دربارهء آيهء ( نحل 15 ) :
وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
نيز سخنانى به اين منوال است :
در المنثور از قيس بن عباد آورده كه : چون خدا زمين را آفريد همچون اقيانوسى روان شد « 1 » پس فرشتگان گفتند : هرگز اين جايگاه احدى نخواهد بود ، ولى پس از چندى كوههاى بلندى بر سطح آن ديدند ، و ندانستند كه از كجا پديد شده است .
اين حديث با فرمايش امير مومنان در پاسخ سوال از آفرينش كوهها كه فرمود :
« كوهها از امواج آفريده شده است » چنان نتيجه ميدهد ، كه زمين در آغاز مذاب و همچون اقيانوس روان بود ، و سپس سطح خارجى آن كه همچون امواجى متلاطم بود در اثر حركات گوناگون و برخورد با فضاى سرد تبديل به چينخوردگيهاى كوهها گرديد ، چنان كه در آغاز كتاب گذشت .
در المنثور از قتاده نيز نقل كرده كه معنى آيه چنانست :
خدا زمين را بوسيلهء كوهها پاىبرجا و آرام نمود ، و اگر چنان نميبود هيچ جنبندهاى هرگز نميتوانست بر آن آرام گيرد .
طبرى گويد : « 2 » « ميد » بمعنى اضطراب آمده - چنان كه گويند : « مادت السفينة » هنگاميكه سرنشينان خود را مضطرب و مشرف بغرق كند ، و از همين ريشه است « ميد » بمعنى دور كه برخى دريانوردان بدان مبتلا مىشوند .
و رويهمرفته آنچه از آيات و روايات و نظرات گذشته بدست ميآيد اينستكه :
كوهها زمين را از اضطراب در حركات دورانى و غيره حافظ بوده ، و سرنشينان آن را از سقوط نگهبانند .
هامش
( 1 ) - اشاره به حالت مذاب بودن كرهء زمين است .
( 2 ) - ج 14 ص 90 تفسير كبير .