متواتر و حجت مىباشد - و هرگز قرائتيكه بر خلاف قرائت موجود باشد قابل قبول نيست - گرچه مهد و مهاد هر دو بيك معنى باشند .
آيهء فوق پس از آنكه نعمت مهد بودن زمين را نمودار مىكند ، اشاره به ميخهاى اين گهوارهء كيهانپيما نيز نموده ، و فرمود :
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً
و كوهها را ميخهاى بلند اين گهواره نهاديم .
جز آنكه ميان ايندوگونه ميخ مانند آندوگونه گهواره فرقها است . . گهوارهء طفل به دو رشته طناب بند است ، و حركتش در انحصار جنبش افقى نيم دايرهايست .
ولى گهوارهء زمين با بندهاى نيرومند جاذبه بارادهء آفريدگار محكوم بحركات گوناگون سريع گشته ، و در عين حال براى سرنشينانش موجب آرامش است .
ميخهاى گهواره به دو جسم كه طرفين آن قرار دارد فرو رفته .
ولى ميخهاى زمين كه آن را از انفجار و اضطراب در حركت نگهبانست همان ميخهاى بلند كوهها مىباشد ، كه بارادهء الهى بر اعماق زمين كوفته شده است .
گهوارهء طفل ممكن است در اثر سرعت نابهنگام در حركت در اثر غفلت مادر و دايه و . . . طفل را سرنگون كند ، و يا در اثر پاره شدن طنابها موجب سقوط و نابودى وى شود .
ولى بندها و ميخهاى گهوارهء زمين هرگز گسستنى نيست .
آفريدگار :
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
همچنان به چشم لطف و عنايت بر آفريدگان خود نگرانست تا بثمر رسند ، و هنگاميكه از اين گهواره بگور سرازير شوند ، با ثمرات اعمال صالحه بعالم الهى باريابند .
آرى : بندهاى گهوارهء زمين هرگز نمىگسلد مگر در رستاخيز جهان كه تمامى گهوارههاى كيهانى دچار سقوط در جو بيكران گردند ، كه اين حادثهء بزرگ نيز بارادهء الهى است .