و فاصله يافتن چهار آيهء فوق ( در صورتى هم كه از سياق گفتار أجنبى مىبودند ) اين دلالت را نقض نمىكند ، تا چه رسد باينكه تمامى آنها مربوط باثبات اين حقيقت آمدهاند ، كه زمين از جملهء نشانهاى زندگى پس از مرگ و قدرت آفريدگار بر زنده كردن مردگانست .
و از نظر بلاغت در سخن نيز چنانچه آيات چهارگانه در اين ميان ياد نميشدند هدف اصلى : اثبات معاد - ناقص مانده - و تنها هوس منحرف برخى از خردهگيران كج فهم عملى مىشد . . .
2 - در اصطلاح ادبيات عرب : جملهء فوق « يسبحون » و نظائر آن را در مورد خردمندان مىآورند ، نه آنكه موجودات بدون عقل و ادراك .
بنابراين تعبير فوق دربارهء شناورى زمين و خورشيد و ماه نمودارى روشن و جالب دربارهء حركات منظم و معقولانهء اين قهرمانان نيرومند خواهد بود كه :
در عين فقدان عقل و ادراك ، گوئى با كمال عقل و درايت در اين اقيانوس بيكران بمأموريت خود ادامه داده ، و هيچگاه اندك انحرافى در حوزهء مأموريت خود ننموده ، و همچنان بارادهء آفريدگار خردبخش ، در گردشند و :
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
.
* * * آرى : راننده و گرداننده اين ميلياردها فضانورد ، ارادهء لايزال قادرى است عليم و حكيم ، كه با جاذبهء قدرت نيروى جاذبه عمومى در آنها پديد آورده ، و با اين سوخت دائمى كار رانندگى را نيز گوئى بدانها سپرده و اين هواپيماهاى خودكار را آنچنان منظم و معقولانه به حركت آورده كه از عهدهء لا يقترين رانندگان زبردست نيز بيرونست .
و اگر آنى اين نظم برهم خورد بمباران متقابل كيهانى رخ داده و رستاخيز جهان آغاز خواهد شد .