دورنماى اين دو دوران « 1 » براى پيدايش كوهها از برخى آيات قرآنى نيز به چشم مىخورد ، بعضى آيات حالت اوليّهء كوهها را كه هنوز در اعماق زمين ريشه ندوانيدهاند بدينگونه گزارش ميدهند :
وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ
؟ [ الغاشية 19 ] . . .
آيا كوهها را نمىنگريد كه چگونه بر زمين نهاده شده ؟ .
بنابراينكه مقصود از نصب كوهها آغاز چينخوردگيهاى زمين باشد ، كه برآمدگيها بر سطح زمين نهاده شد ، و از بعضى آيات حالات بعدى كوهها نمودار است چنان كه فرمايد :
وَ الْجِبالَ أَرْساها . .
[ النازعات 32 ] .
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً . .
[ النبأ 7 ] .
وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ . .
[ النحل 15 ] .
خدا كوهها را همچون ميخهائى بر اعماق زمين كوبيد .
و افكند در ( اعماق ) زمين كوههاى بلند كه شما را نگهدارد .
و پيداست كه كوبيدن ميخ پس از پيدايش ميخ است ، و از لحاظ ادبى : اين جمله كه :
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً ، وَ الْجِبالَ أَوْتاداً ؟
مقتضى است كه زمين قابل سكونت نبوده ، و سپس بارادهء إلهى مهاد و قابل زندگى آرام شده ، و همچنين كوهها بر اعماق زمين فرو نرفته بود ، و سپس همچون ميخها در دل زمين كوفته شد ، زيرا « جعل » در اين آيه متعدّى به دو مفعول ، و در اصطلاح جعل مركب است ، يعنى آيات فوق تنها ناظر به پيدايش كوهها نيست ، بلكه كوبيدن آنها را نيز در اعماق دل زمين - پس از پيدايش اصل اين چينخوردگيها - نيز در بردارد .
هامش
( 1 ) - آغاز چينخوردگيهاى زمين و تكامل و تصلب آنها .