آيا قرآن تنها بر ملتهاى آشورى و بابلى نازل گشته تا در الفاظى مانند يوم و غيره موافق اصطلاحات علمى و هيوى آنان سخن گويد ؟
و يا دامنهء توجيه و تفسير قرآن آنچنان بىبندوبار و پراكنده است كه هر صاحب نظرى بتواند نظر خود را بر آيات مقدساتش تحميل و موافق ميل و هدف خويش از آن نتيجهگيرى كند ؟ اگر چنين است شايسته اين بود كه ايام ششگانهء خلقت را از ايام الكترونى بدانيم و نه آنكه از ايام عالمى .
زيرا ايام عالمى مربوط ببعد از آفرينش عالم است ، و قبل از خلقت تنها الكترونهاى اتمها بودهاند كه در اقيانوس بيكران جهان بسرعت سرسامآور ثانيهاى 000 ر 50 بار بدور خورشيدهاى پروتونى خود مىگشتهاند ، كه هنوز هم ادامه دارد ؟ و أما زمان پيش از آفرينش اتم كه زمان مادهء نخستين است ، بسى مجهول و مبهم مىباشد ، كه نميتواند ميزان شش يوم آفرينش قرار گيرد .
و سال الكترونى مدت زمانى است كه الكترونها برگرد شمس پروتونى خود ميگردند ، و با توجه باينكه سرعت اين گردش دورانى در ثانيهاى پنجاه هزار بار مىباشد ، هزار مليون سال الكترونى برابر با يك ثانيه از وقت زمين ما خواهد بود .
و تازه براى اينكه اين سال شش روز از اين روزهاى الكترونى تمامى مدت آفرينش جهان باشد ، بايد به 365 روز تقسيم كرد كه در نتيجه 6 يوم آفرينش - 365 / 6 از 000 ر 1000 / 1 از يك ثانيهء زمينى است يوم الكترونى در صورتى كوچكترين ايام آغاز آفرينش است كه اتم نيز نخستين جزء غيرقابل تجزيه جهان ماده باشد ، ولى چنان كه در آغاز كتاب گذشت آخرين مرز موجوديت ماده خيلى ريزتر از اينها است كه دست علم بشر بدان برسد ، و جهت اينكه نگارنده يوم الكترونى را در اين زمينه مثال زده اينستكه فعلا آخرين مرز آگاهى بشر از كوچكترين اجزاء ماده اتم است تا چه پيش آيد . و اللّه العالم .
* * *
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٩٥