كه خدا به حفظ آن امر فرموده نگهدارند ، و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد ( بايد نخست ) آنها را موعظه كنيد ، ( اگر مطيع نشدند ) از خوابگاه آنها دورى گزينيد ، ( اگر باز مطيع نشدند ) آنها را به زدن تنبيه كنيد . اگر فرمانبردارى كردند از آن پس ديگر راه بيداد پيش نگيريد و خدا بزرگوار وعظيم الشأن است . »
اين آيه به بهترين شكل ممكن و بر پايه بينشهاى زير روابط زناشويى را سامان مىدهد :
الف - جامعه بايد نظم داشته باشد ، و براى اين نظم بايد ارزشهايى حاكميت يابند كه از تجاوز وسركشى جامعه جلوگيرى كند ، اين نظم وساماندهى با خانواده وپيوند ميان زن و شوهر آغاز مىشود ، اما در اين ميان چه كسى رهبرى مىكند ؟
اسلام بىنظمى را برنمى تابد چنان كه طبيعت ، آن را باز مىزند ، ولى از آن جا كه خداوند مرد را به گونهاى آفريده كه رهبرى در سرشت او قرار گرفته ، لذا در تشكيلات خانواده او رهبر است در حالى كه زن فطرتاً با همراهى واطاعت آفريده شده است .
ب - اگر اسلام حق رهبرى را در خانواده به مرد مىدهد ، هدفى جز آن ندارد كه حالت رهبرى را در وجود او سامان بخشد وچارچوب مناسبى براى اين حالت مشخص كند كه مرد را از تجاوز آن باز مىدارد .
و قرآن براى بيان اين مطلب واژهء « قوّام » را به كار برده است ، و اين لفظ مسؤوليت ساماندهى مستمر امور همسران توسط مردان را معنا مىدهد ، كما اين كه در بردارندهء مفهوم مسؤوليت كامل در امور آنهاست .
احكام خانواده و آداب ازدواج (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: آژير
ص٢٠٧