و - ادّعاى زوجيّت
حديث شريف :
1 - از يونس روايت شده است كه گفت : از امام رضا عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه در شهرى با زنى ازدواج كرد و از او پرسيد : آيا همسر دارى ؟ زن پاسخ داد : خير ، و مرد او را به ازدواج خود در آورد . سپس مردى آمد وگفت : او زن من است ، ولى زن آن را انكار كرد . در اين هنگام وظيفه مرد چيست ؟
حضرت عليه السلام فرمود : « او ، زن آن مرد است مگر آن كه ( مرد ادعا كننده ) بينهاى اقامه كند . » « 1 »
2 - از عبد العزيز بن مهتدى رسيده است كه گفت : از امام رضا عليه السلام پرسيدم كه : قربانت گردم برادرم مُرد و من با زن او ازدواج كردم ، پس عموى من آمد وادعا كرد كه او را در پنهان به عقد خود در آورده است . از زن ، مسأله را جويا شدم واو اين مطلب را بشدت انكار كرد وگفت : هرگز ميان من واو چيزى نبوده است . حضرت عليه السلام فرمود :
لازم است بر تو اقرار آن زن ، و لازم است بر او انكار آن زن . « 2 »
3 - از ميسر رسيده است كه گفت : به ابو عبد اللَّه عليه السلام عرض كردم :
زنى را ، در صحرا كه هيچ كسى در آنجا نيست ، ملاقات كردم و از او پرسيدم : آيا همسرى دارى ؟ او گفت : خير ، پس من با او ازدواج كردم ؟
حضرت عليه السلام فرمود : « آرى ( اشكالى ندارد ) چون زن در امور
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 226 ، ابواب عقد النكاح ، باب 23 ، حديث 3 .
( 2 ) - همان ، باب 23 ، حديث 1 .