رفتند ، عرض كردم : يابنَ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، دو نفر هر دو از اهل عراق از شيعيان شما آمدند كه سؤال كنند از شما از مسألهاى و جواب فرموديد به هر يك ، خلاف آنچه جواب فرموديد به ديگر ؟ !
پس فرمود : « اى زراره ، به درستى كه اينطور جواب دادن بهتر است از براى ما و بهتر باقى خواهد ماند از براى ما و شما و اگر اجتماع كرده بودند بر امر واحدى و اختلاف ما بين شما نبود ، هر آئينه مردم تصديق مىكردند شما را در اينكه شما شيعيان ما هستيد و تابعان يكنفريد ، از اين جهت بر يك امر جارى شدهايد و اگر چنين بود ، كمتر بود از دوام ما و شما » « 1 » .
تمام شد حديث شريف و بعضى عبارات را به جهت توضيح لفظ عربى عرض كردم و ترجمه لفظ به لفظ نشد .
و باز در همان كتاب ، در همان باب ، همان زراره از حضرت صادق عليه السلام روايت مىكند كه :
عرض كردم خدمت آن حضرت كه : اگر شيعيان خود را حكم كنيد كه رو به نيزهها يا رو به آتش بروند مىروند و حال آنكه بيرون مىروند از نزد شما بر خلاف يكديگر ؟ !
پس جواب فرمودند به من همان جوابى را كه پدر او به من داده بود . « 2 »
تمام شد حديث شريف .
و احاديث در اين باب بسيار است و همين قدر را كفايت مىكند إن شاء اللَّه .
و باز گمان مكن كه راه تقيّه يك راه است و تو مىتوانى آن را بدانى ، حاشا ، بلكه راههاى تقيّه بسيار است و هر راهى كه خوف و تلفى و هلاكتى در آن باشد ، اگر چه خوف از خود تو و دوستان تو باشد ، آن راه راه تقيّه است و لازم نكرده كه هميشه تقيّه از اعداى ظاهرى باشد .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 65 ، ح 5 ؛ علل الشرايع ، ج 2 ، ص 395 ، ح 16 ؛ الاختصاص ، ص 329 ؛ بصائر الدرجات ، ص 383 ، ح 2 .
( 2 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 65 ، ذيل ح 5 ؛ علل الشرايع ، ج 2 ، ص 395 ، ذيل ح 16 ؛ بحارالأنوار ، ج 2 ، ص 236 ، ح 24 .