[
فصل سوم : خواب و بيدارى
] و خواب و بيدارى نيز همين حال دارد و در اكثر اوقات بىاختيار واقع مىشود و آنچه اختياراً واقع مىشود ، به اين طريق مىشود كه آدمى اسبابى را كه مؤدّى به خواب و بيدارى مىشود اختيار مىكند و دواهايى كه خواب مىآرد ، يا مانع آن مىشود ، مىخورد و يا افكار و خيالات چند پيش مىگيرد كه موجب بيدارى مىگردد و گاه بعضى از افكار مورث خواب مىشود ، چنان كه مشهور است كه مطالعهء كتاب باعث استيلاى خواب است و در بعضى از مردم ، خيال اشكال هندسيّه و مسايل حسابيّه مانع خواب مىشود .
پس مراد يا اين است كه در اكثر اوقات ، خواب و بيدارى اختيارى نيست ، يا اينكه خواب و بيدارى حين وقوع اختيارى نباشد و مانند اكل و شرب و قيام و قعود نيست كه به اختيار آدمى مباشر آن مىشود .
و بر اين تقدير ممكن است كه در معرفت و جهل نيز همين معنى مقصود افتاده باشد كه اكثر اوقات آن اختيارى نيست ، يا در حين وقوع به اختيار نيست ، بلكه بعد از نظر و التفات ، آن معرفت بىاختيار به هم مىرسد .
اگر كسى خواهد كه بعد از تصوّر معنى يكى و دو تا و دانستن معنى نصف و استحضار اين معانى نداند كه يكى نصف دوتاست نمىتواند و همچنين اگر خواهد كه بعد از ملاحظهء مقدّمات دليل مسأله به ترتيب صحيح كه به آن ترتيب نتيجه مىدهد ، علم به آن مسأله به هم نرساند ، نمىتواند ، به خلاف حركت كه مادام كه حركت نكرده ، « 1 » هر چند اسباب آن را مهيّا كرده باشد ، اگر خواهد كه سكون اختيار كند مىتواند ، و ليكن اخبارى ديگر كه در اين باب واقع شده اين معنى نمىتواند داشت ، چنان كه ايمايى به آن كرديم و اگر چه اختلاف معانى آن احاديث ، استبعادى در نظر ظاهر دارد ، امّا چون بيان كرديم كه احاديث متعلّقه به معرفت مشتمل است بر
هامش
( 1 ) . ب : + / است .