از آثار اوست المواهب السنية في مدايح العلية « 1 » كه به فارسى در مدح پيامبر اكرم و اهل بيت عليهم السلام سروده شده است و همچنين ديوان اشعار . « 2 »
از اشعار عرفان يزدى يا همان ملا مطيع چكامهاى نقل شده كه براى تلطيف خاطر خواننده مىآوريم :
گذشتهام چو قلم بر صحيفهء ايجاد * كسى نمانده كه داد سخن تواند داد
به اين قدر كه قلم آشنا بود به سخن * جدا كنند سرش را به خنجر بيداد
فلك به سينهء دانا حواله مىسازد * ز شست حادثه هر ناوكى كه يافت گشاد
چنان ز دهر برافتاد رسم آميزش * كه شخص و سايه كنند از قرابت استعباد
نمىنوازد اگر آسمان مرا شادم * كه چنگ را ننوازند جز پى فرياد
مرا به تنگدلى روزگار گو بگذر * كه غنچه را ندهد جز شكفتگى بر باد
ز تيره بختىِ خود گاه گاه شاد شوم * كه شمع گشته بود ايمن از طپانچهء باد
وظيفهاى كه به من مىرسد ز فضل و هنر * همان كنايهء خصم است و طعنهء حسّاد
مضرّتى كه به من از زبان خامه رسيد * كجا رسيد بشريان ز نشتر فصّاد « 3 »
با اين تفصيل ، همهء آنچه از عرفان يزدى مىدانيم همين است كه گفته شد . اما اينكه آيا او همان مطيع بن محمود - مؤلف رسالهء حاضر - است يا نه ، به درستى و يقين نمىتوان اظهار نظر كرد .
مطيع بن محمود شاگرد شيخ حر عاملى ( د 1104 ق ) است و ملا مطيع را معاصر علامهء مجلسى ( د 1110 ق ) و دوست اسماعيل ذبيحى ( د 1160 ق ) دانستهاند . اين دو گزارش با هم سازگار است و بُعد زمانى ندارد و مىتواند در مورد يك نفر باشد . البته اگر به كار بردن واژهء « الاستاذ » در مورد مير داماد ( د 1040 ق ) به معناى شاگردى او نزد مير باشد ، مقدارى براى تطبيق او با عرفان يزدى مشكل بعد زمانى پيدا مىكنيم .
علم نزد خداست .
هامش
( 1 ) . الذريعة ، ج 23 ، ص 241 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 9 ، ص 711 - 712 .
( 3 ) . آينهء دانشوران ، ص 769 .