تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
ارادهء خدا ، بدون مدخليّت عبد ، بلكه اين اشيا مخلوقند به واسطهء ارادهء عباد و ارادهء عباد مخلوق است بنفسها ، يعنى ارادهء عبد في نفسه كارساز است و مقهور الهى نيست از بابت « الاسمُ ما دلّ على معنى بنفسه » « 1 » كه مراد ، استقلال معنى است به مفهوميّت و از بابت مفهوم حرف نيست كه آلت ملاحظهء شىء ديگر است ، چنان كه بعضى محقّقين در بيان معنى آن گفته‌اند . و همچنين به اين حديث ردّ مىشود كلام كسى كه توهّم كند كه فعل بنده ، مسبوق به ارادهء او نيست ؛ زيرا اگر چنين باشد ارادهء او فعل اوست و آن هم مسبوق به ارادهء ديگر خواهد بود و هكذا و آن مستلزم تسلسل است ، پس فرموده‌اند كه : ارادهء عبد مخلوق است بنفسها ، يعنى احتياج به ارادهء ديگر ندارد و آن حاصل مىشود از براى عبد ، بعد علم به نفع و ساير افعال او مخلوقند به واسطهء اين اراده . و اينكه گفته است كه : انكار مخلوق بودن مشيّت خدا منشأ انكار احاديث است ، ممنوع است به جهت آنكه آنچه احاديث دلالت بر آن دارد همين است كه ارادهء الهى اطلاق شده است بر ايجاد و احداث و مير رحمه الله منكر اين نيست ، بلكه ظاهر اين است كه مراد او اين است كه خدا منزّه است از اينكه اراده و مشيّت مخلوقه داشته باشد كه اين ، واسطهء خلق كردن باشد و به سبب آن خلق كند اشيا را و آن معنى كه مدلول اخبار است ، همان حالت نسبى است كه ما بين منتسبين است كه أحدهما ارادهء قديمه است كه عين ذات است و دويّم ، خود مخلوق است و اين منافاتى با حدوث آن ندارد ، چنان كه مدلول اخبار است و در اين مقام كسى توهّم نكند كه خلقِ نطفه و تبديل آن به علقه و همچنين اينها هم وسايط خلقت انسان است و منافاتى با تقدّس و تنزّه الهى ندارد ؛ به جهت آنكه در آنجا حكمت اقتضا كرد كه نطفه را خلق كند ، بعد از آن نطفه را علقه كند و هكذا ، تا آن را انسان كند ، نه اينكه خلقت انسان را به اين علّت و به اين سبب كرد ، پس نطفه بودن ، علّت خلقت نيست ، و لكن اراده علّت خلقت مىشود و
هامش
( 1 ) . ن . ك : شرح الرضي على الكافية ، ص 35 ؛ تاج العروس ، ج 19 ، ص 538 .