آنكه خداوند خود اسناد اين گونه از علوم را به خود داده و ما قطع داريم كه خداوند نيّت جميع اعمال عباد را قبل از وقوع فعل از ايشان در لوح محفوظ فرموده و جميع اينها در علمِ مكنون مخزون بوده ، چنانچه وارد شده كه چون ملكين ارادهء نزول در صباح و مسا نمايند « نسخ لهما إسرافيل عمل العبد من اللوح المحفوظ ، فيعطيهما ذلك ؛ فإذا صعدا صباحاً و مساء بديوان العبد ، قابله إسرافيل بالنسخة التي نسخ لهما حتّى يظهر أنّه [ كان ] كما نسخ منه » انتهى . « 1 »
و بر هر مسلمى واضح است كه هر علمى كه ثبت است در لوح محفوظ و هر چه نسخه كرده مىشود از آن علم هر صبح و شام و هر تعلّق علمى كه حادث مىشود آناً فآناً ، به وجود موجودات ، جميعاً حادثاند و اسناد جميع آنها به خداوند بر وجوهى كه ذكر شد رسيده است و منع اسناد علم حادث به خداوند مطلقاً جرأتى است بر خداوند و ردّى است بر كتاب و سنّت و قدحى است در جميع علماى اسلام ، إلّاآنكه بر مراد قائل مطّلع شويد كه ارادهء باطلى كرده ، در اين صورت ردّ بر كلام او واجب و اهانت خودش اوجب است .
خداوند خود همه را از جهل و فساد و شرور نفس محافظت فرمايد .
قد فرغ من تسويد هذه الأوراق الفلان في يوم الفلان ، إجابة لمسألة بعض الإخوان .
هامش
( 1 ) . سعد السعود ، ص 226 ؛ بحارالأنوار ، ج 5 ، ص 325 ، ح 12 .