و حكماء طبيعيين را عقيده آن است كه صورتى از مرئى مرتسم مىشود در چشم و از آنجا در مجمع النور كه پيش از اين مذكور شد ، و از آنجا در حسّ مشترك كه در بطن مقدّم دماغ است و ارتسام اين صورت سبب ابصار است ، و به اين قول رفته است معلّم اوّل ارسطاطاليس سر كردهء فلاسفهء مشّاء و شيخ ابوعلى حسين بن عبداللَّه بن سينا كه ملقّب است به رئيس الحكماء ، و اين قول را قول به انطباع مىنامند .
و جمعى ديگر را از حكماء گمان آن است كه جسم شفّافى كه ميانهء چشم و مرئى مىباشد مانند هوا ، مكيّف مىشود به كيفيّت شعاعى كه در چشم است و به اين اعتبار آلت ابصار مىگردد .
و ادلّه اين اقوال و بحث بر آنها و جواب بحثها موجب طول مقال است ، و اين مقام گنجايش آن را ندارد .
قال : أيّها أصغر ؟ قال : الناظر . قال : و كم قدر الناظر ؟ قال : مثل العدسة ، أو أقلّ منها .
فرمود حضرت امام عليه السلام كه : كدام حاسّه از حواس پنجگانه تو كوچكتر است ؟ گفت هشام كه : حاسّه بينا كه مردم چشم باشد ، فرمود امام كه : به چه قدر است آن ؟ گفت : به قدر دانه عدسى يا كمتر از آن .
فقال له : يا هشام فانظر أمامك و فوقك فأخبرني بما ترى . فقال له : أرى سماءاً و أرضاً و دوراً و قصوراً و براري و جبالًا و أنهاراً .
پس فرمود امام كه : اى هشام نظر كن به پيش روى خود و جانب فوق خود پس خبر ده مرا به آنچه مىبينى ، پس گفت هشام كه : مىبينم آسمانى و زمينى و خانهها و قصرها و صحراها و كوهها و نهرها .
فقال له أبو عبداللَّه عليه السلام : إنّ الذي قدر أن يدخل الذي تراه العدسة أو أقلّ منها قادر أن يدخل الدنيا كلّها البيضة ، لا تصغر الدنيا و لا تكبر البيضة .
پس فرمود أبو عبداللَّه عليه السلام كه : به درستى كه آن كس كه قادر است كه داخل سازد آنچه را مىبينى در قدر عدسه يا كمتر از آن ، قادر است كه داخل سازد دنيا را در تخمى حال آن كه كوچك نگردد دنيا و بزرگ نشود آن تخم .
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: محمد حسين شمس الدين
ص١٤٨