بسيارى كه عدد و حقيقت فضل و زيادتىِ آنها را غير خداى تعالى - كه پروردگار عالميان است - نداند .
و از اين كلام شريف ، ظاهر مىشود كه عبادات ، موجب زيادتىِ روزى مىشود و ترك آنها ، باعث كمىِ رزق مىشود . و رزق ، عبارت از چيز حلالى « 1 » است كه خداى تعالى ، به جهت انتفاع بندگان ، مقرّر فرموده . و حرام ، داخل رزق نيست ، چنانچه مذهب جمعى از علماست . پس آنچه به دست فسّاق و ظَلَمه از راههاى حرام ، با وجود حبس حقوق الهى مىآيد ، رزق نخواهد بود و توسعهء حال ايشان ، منافات با مضمون اين كلام شريف نخواهد داشت .
و اگر رزق ، شامل حرام باشد - چنانچه بعضى گفتهاند - ، مىتواند بود كه مراد ، زياد شدن روزى به سبب عبادات و سِعَت حالى باشد كه نه از راه استِدراج باشد ؛ زيرا كه استدراج ، از جمله غضبهاى خداى - عزَّ و جلَّم - است و اداى حقوق الهى ، باعث غضب نمىشود .
و كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع فرمود كه : روح الأمين ، در دل من ، اين معنى را دميد كه هيچ كس نمىميرد تا وقتى كه روزىِ او تمام به او برسد . پس ، از خداى تعالى حذر كنيد و جهد زياد « 2 » در تحصيل روزى مكنيد . و بايد كه به سبب آن كه دير شود رسيدنِ روزى شما ، موافق خواهش و توقّعى كه داريد ، طلب روزى الهى را از راه معصيت نكنيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، ارزاق خلايق را كه ميان ايشان قسمت نموده ، از ممرّ حلالْ مقرّر فرموده ، از حرامْ قسمت نفرموده . پس هر كه تقوا و صبر را پيشهء خود سازد و روزى او از راه حلال نزد او مىآيد ، و كسى كه حجاب نهى الهى را بدَرَد و از ممرّ حرام ، آن را به دست آرد ، به عوض آنچه از حرام به دست آورده ، از روزى حلالش كم مىشود و بر آن در روز قيامت ، از او حساب مىطلبند . « 3 » و به اين حديث ، استدلال كردهاند بر آن كه روزى ، غير حلال نمىباشد و دلالتش ، فى الجمله ، محلّ تأمّل است .
هامش
( 1 ) . الف : حلال .
( 2 ) . ب : « زيادتى » .
( 3 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 80 ، ح 1 .