كردهاند آنچه را دنيا در عقب دارد و به اندكْ زمانى ، تاريكى بر طرف مىشود و صبح حق ، طلوع مىكند و قافلهاى كه در راهاند ، نزديك است كه برسند و كسى كه به سرعت راه مىرود ، زود مىرسد ؛ يعنى به اندكْ زمانى ظاهر خواهد شد كه اهل دنيا در ظلمت جهالتاند و قوافل موت و بلاها بر « 1 » سرِ ايشان خواهند آمد . « 2 » و در بعضى از خطبهها كه در كتاب نهج البلاغة مذكور است ، مىفرمايد كه : امّا بعد ، پس به درستى كه حذر و پرهيز مىفرمايم شما را از دنيا ؛ زيرا كه به مذاق « 3 » ، شيرين و در چشم ظاهر ، با صفا و طراوت است و به او احاطه كرده است شهوتها و خواهشها . و خود را در چشم مردم ، شيرين كرده به آن كه حاضر است مانند آخرت و بعد از مدّتى نيست و به اندك چيزى در نظرها خوش و عجيب « 4 » آمده ، و زيورهاى آرزو بر خود راست كرده و به فريب ، خود را مزيّن ساخته .
سرور و خوشحالى او دائم و هميشه نيست و از معصيت او ايمن نمىتوان بود « 5 » .
كارش فريفتن مردم و ضرر رسانيدن است و به اندكزمانى ، متغيّر و زايل و منتفى « 6 » مىشود ، و عادتش خوردن مردم و هلاك كردن ايشان است و بعد از آن كه موافق منتهاى آرزوى جمعى كه به او راغباند ، برآيد ، زياده نخواهد بود از آنچه حق تعالى ، در كلام مجيد خود فرمود :
« كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً »
. « 7 » و ترجمهء ظاهرش آن است كه : حيات دنيا ، مثل آبى است كه ما از آسمان مىفرستيم ، و آميخته مىشود به او آنچه از زمين مىرويد تا آن كه به سبب آمدن آن « 8 » باران ، نباتات به هم آميخته مىشود و در يكديگر پيچيده مىشوند و بعد از آن ، گياهى خشك « 9 » مىشود كه از بسيارىِ خشكى از هم مىريزد و بادها او را پراكنده مىكنند و از جايى به جايى مىبرند ؛ و خداى تعالى ، بر همه چيز تواناست يا پيش از خلق چيزها ، در ازل ، بر همه چيزْ توانا بوده . « 10 » بعد از آن ، حضرت فرمود : هيچ مردى سُرور و خوشحالى از دنيا ، روزىِ او نشده كه در عقب آن ، حزنى و گريستنى براى او مهيّا نساخته باشد . و كسى را شادى در دنيا روى ننمود كه بعد از آن ، دنيا به او پشت نكرده باشد و كدورتى به او نرسانيده باشد . و بر كسى در دنيا ، باران وسعتِ حال و
هامش
( 1 ) . ب : - « بر » .
( 2 ) . نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 49 و 50 ، خطبهء 31 .
( 3 ) . ب و ج : + « ظاهر » .
( 4 ) . الف : « عجب » .
( 5 ) . الف : « شد » .
( 6 ) . ب و ج : « منقضى » .
( 7 ) . سورهء كهف ، آيهء 45 .
( 8 ) . ب : - « آن » .
( 9 ) . ب و ج : « عجيب » .
( 10 ) . نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 216 و 217 ، خطبهء 111 .