اسلامى فقط و فقط بستگى به وجود امام دارد .
امام ، حلال خدا را حلال مىكند و حرام خدا را حرام مىنمايد و حدود خدا را برپا مىدارد و از دين خدا دفاع مىكند و با حكمت و موعظهء نيكو به راه پروردگارش دعوت مىكند و مردم را به دليل و برهان رساى حق مىخواند .
امام ، چون خورشيد برآمدهاى است كه به نورش جهان را روشن مىكند و اين خورشيد در افقى است كه دست عقلها و خردها و چشم بصيرتها و بينشها ، او را درنمىيابند .
امام ، ماه شب چهارده و چراغ نوربخش و روشنايى آشكار و ستارهء هدايتگر در تاريكىهاى شديد و ظلمت ميان شهرها و بيابانها و اعماق درياهاست .
امام ، آب خوشگوار بر تشنه و راهنما بر هدايت و نجات دهندهء از ضلالت است .
امام ، آتشى فروزان بر بلندى و گرماى كسى است كه به وسيلهء او گرمى بخواهد ، و دستگير انسان از مهلكهها است ، كسى كه از او جدا شود در هلاكت است .
امام ، ابر باران زا و باران پى در پى و خورشيد نوربخش و آسمان سايهافكن و زمين گسترده و چشمهء پرآب و غدير تشنه كامان و باغ و گلستان پرميوه و گل است .
امام ، انيسى رفيق ، پدرى مهربان ، برادرى از جان بهتر و چون مادرى فوقالعاده نيكوكار نسبت به كودك و پناهگاه بندگان در حوادث بسيار مهم است .
امام ، امين خدا در خلقش و حجّت حق بر بندگانش و جانشينش در
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٨٥