« . . . إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً . . . »
« 1 » .
. . . به يقين جانشينى در زمين قرار مىدهم . . .
اين خليفه از مركز زمين و از روى اين بساط خاكى بر عالىترين مراتب نظام هستى حكومت مىكند ؛ گرچه زمين از نظر ظاهر ، مكانى پست و بلكه اسفل است ولى از نظر قوّه و استعداد و از جهت جايگاه و مقام ، بالاترين مكان است چون خاك - اين منفعلترين عنصر - تنها عنصرى است كه مىتواند همهء اسما و نامهاى الهى را در خود جمع كند و به قدرت انفعال محض خود ، فعالترين هويّت هستى شود .
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها . . . »
« 2 » .
خدا همهء نامها [ ىِ موجودات ] را به آدم آموخت . . . 0
صفات خليفة اللّه
و از آنجا كه خليفه مقامش مقام دارندگى همهء اسما است ، استاد و معلم ما سوى اللّه است .
خداى مهربان با بيان استاد بودن خليفه نسبت به فرشتگان ، در حقيقت استاد بودن نسبت به ديگر موجودات نظام هستى را اثبات مىكند چون فرشتگان با آن مرتبت و مقام وجودى و معرفتى بالا ، خود شاگرد و دانش آموختهء معرفتى و وجودى انسان كامل هستند تا چه رسد به ديگران كه از نظر معرفتى و وجودى در مقام پايينترى قرار دارند .
« . . . ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 30 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 31 .