تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣

95 - در حالى كه چشم‌ها به خواب است

عبداللّه بن حسن مىگويد : كنيزى رومى داشتم كه از حالات او تعجّب مىكردم ، بعضى از شب‌ها نزديك من مىخوابيد ، چون بيدار مىشدم او را نمىيافتم ، به دنبالش مىگشتم ، مىديدم در جايى از خانه سر به سجده گذاشته و مىگويد : به محبّتى كه بر من دارى مرا بيامرز . به او گفتم : نگو به محبّتى كه بر من دارى ، بگو به محبّتى كه بر تو دارم . گفت : نه ، او بود كه به محبّتش مرا از شرك نجات داد ، او بود كه به عشقش بر من ديده‌ام را در اين دل شب بيدار نگاه داشت ، در حالى كه چشم‌ها به خواب است ! ! « 1 »

96 - سخط الهى

ابو هاشم قرشى مىگويد : زنى از يمن به منطقهء ما آمد و بر ديار ما وارد شد . او را سريّه مىگفتند ، به وقت شب از او ناله و زارى مىشنيدم ، به خدمتكار خانه گفتم : در احوال اين زن دقت كن ببين چه مىكند ؟ او را ديد چشم از آسمان برنمىدارد و همانگونه كه به سوى قبله قرار گرفته مىگويد : خداوندا ! سريّه را آفريدى و او را با نعمت‌هايت تغذيه كردى و از حالى به حالى سير دادى ، تمام برنامه‌هايت نيكو و بلاهايت بر من زيبا بود ، با اين همه من با چنگ زدن به دامن گناه ، خود را در معرض سخط تو قرار دادم ، مىبينى مرا ، انگار خيال مىكنم كه تو مرا در بدكرداريم نمىبينى در حالى كه تو عظيم و خبير و بر هر چيز توانايى « 2 » .

97 - مرا در اين مكان رها كنيد

شيخ كلينى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند :
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 2 / 225 . ( 2 ) - عرفان اسلامى : 2 / 225 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 93 | شيخ حسين انصاريان