تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
هيبت و عظمت حضرت حق خائف‌ترين انسان و در اعتلاى كلمهء اللّه پرزحمت‌ترين مردم و به پيامبر و معنويت او نزديك‌ترين موجود و در آراستگى به مناقب آراسته‌ترين بشر و در سابقهء خدمت به دين خدا پرسابقه‌ترين مؤمن و در درجات انسانى والاترين بندهء حق و در قدر و منزلت بىنظير و از كرامت نفسى كريم‌ترين مخلوق خدا پس از پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله بود .
بر خاك درگهت به ارادت نشسته‌ايم * در انتظار چشم عنايت نشسته‌ايم شاهان عالميم و گدايان كوى تو * رندانه بر سرير قناعت نشسته‌ايم چشم طمع به غير تو از غير بسته‌ايم * تا در قصور عزّ و مناعت نشسته‌ايم ما را به بارگاه سليمان نياز نيست * ما ديو نفس كشته و راحت نشسته‌ايم ما تشنگان چشمهء فيض ولايتيم * با اشتياق جام ولايت نشسته‌ايم در آستان مهر و ولاى تو يا على * عمريست مستحق كرامت نشسته‌ايم در دادگاه عدل از اعمال زشت خويش * شرمنده‌ايم و بهر شفاعت نشسته‌ايم ما سر سپرده‌ايم به جانان ز جان و دل * در پاش تا قيام قيامت نشسته‌ايم
آن زمان كه همه از كمك به حق مىنشستند او قيام مىكرد و وقتى همه از سخن گفتن در راه خدا باز مىايستادند او فرياد مىزد و هرگاه همه متوقف مىشدند او با كمك نور حق حركت مىكرد ، سخن بى جا نمىگفت ، كلامش محكم‌ترين و پرمنفعت‌ترين كلام بود ، رأيش بهترين رأى و از تمام جهانيان در شجاعت قلب شجاع‌تر و عملش نيكوترين عمل و از تمام انسان‌هاى تاريخ به امور ظاهر و باطن عارف‌تر بود ! ! پادشاه ملك دين بود ، ايستادگيش براى كمك به حق از همه بيشتر بود ، براى مردم مؤمن پدرى مهربان و براى برداشتن بار ضعيفان انسانى دلسوز و چون او كسى حامى و حافظ منافع مردم مستضعف نبود . بر مردم كافر و معاند عذاب سخت و براى اهل ايمان باران رحمت و بر پويندگان راه