بحرانى صاحب « الحدائق » .
و صدها نفر ديگر از محدثان و مورخان و مفسران و عقايدشناسان شيعه كه كتب آنان در اين زمينه اگر يك جا جمع شود كتابخانهء عظيمى خواهد شد .
براى من تعجبآور است كه با بودن هزاران راوى در اين خبر عظيم و هزاران كتاب موثق و مطمئن و صحيح در اين داستان و از همه مهمتر با بودن آياتى در قرآن در امر رهبرى و امامت و به خصوص شرايط الهى آن ، چرا گروهى كثير از امت اسلام به رهبرى و پيشوايى غير على و فرزندان معصوم او گردن نهاده و از صراط مستقيم حضرت حق منحرف شدهاند ؟ ! !
اگر پس از درگذشت پيامبر ، حكومت و ولايت و رهبرى امت به دست على عليه السلام قرار مىگرفت ، بدون شك پس از مرگ پيامبر تا به امروز ملّت اسلام اين همه دچار بلا و مصيبت نمىشدند و احزابى چون سقيفه و حزب اموى و عباسى و عالمان دربارى و دولتهاى بىدين و بىبند و بار بر سر مردم مسلمان مسلّط نمىگشتند و پديدهاى كثيف به نام استعمار و استثمار به جان و ناموس و فرهنگ ملّتها حاكم نمىگشت ! !
اگر مىگذاشتند حضرت مولى الموحدين كه اعلم و اشجع و اتقى و اعدل و اعبد و ازهد امت بود همان طورى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از جانب حق وى را به زمامدارى معرفى كرد زمام امور را به دست مىگرفت به حق حق قسم ! امروز در كرهء زمين ملّتى به جز ملت اسلام و فرهنگى به جز فرهنگ قرآن حاكم نبود ، اما افسوس كه دنياپرستان براى رياست چند روزه با كنار زدن على ، جهان بشريت را تا ظهور مهدى از فيوضات الهيه و خير دنيا و آخرت محروم كردند !
ترجمهء خطبهء شقشقيه
حضرت على عليه السلام كه واجد تمام شرايط رهبرى بود و لياقت آن وجود مقدس را براى امر