آن گاه طبيب به خدمتش آمد ، خان تبسم كرد و به او گفت : هر چه تو مىدانى من هم مىدانم من چاق شدنى نيستم .
ميرزا مسيح خان رفت ، دكتر شافتر خارجى را آورد ، دكتر شافتر نسخه نوشت ، دواهاى نسخه را از مريضخانه انگليسىها تهيه كرديم ، ولى خان آنها را نخورد ! !
سه چهار ساعت از شب گذشته بود كه خان گفت رختخواب را رو به قبله كنيد ، سپس يك ليوان آب خورد و پس از خوردن آن به ذكر حق مشغول شد و چند لحظه بعد از دام تن و دنيا خلاص شد .
تمام علما در آن شب حاضر شدند ، جماعت انبوهى آمده بودند ، تشييع مفصلى از او شد و آيت اللّه آقا نجفى بر او نماز گذارد و در تكيهء ترك دفنش كردند رحمة اللّه عليه رحمة واسعة .
مؤلف كتاب « تاريخ حكما و عرفاى متأخر صدر المتألهين » نزديك به پنجاه و دو نفر از شاگردان خان را نام مىبرد كه هر يك از اعاظم مراجع تقليد و حكما و عرفا و فلاسفه الهى بوده و هر كدام منشأ آثار و بركات عظيمى در پيشبرد فرهنگ الهى و نبوت انبيا و امامت امامان عليهم السلام بودند « 1 » .
369 - برهان الحق ، آقاى شيخ مرتضى طالقانى
اين مرد بزرگ از حكما و اولياى الهى بود ، سالها در نجف اشرف مدرسهء آقا سيد كاظم يزدى اقامت داشت و براى عاشقان علم ، حكمت الهى و فلسفه و معقول مىگفت ، قسمتى از حالات آن بزرگ مرد الهى را از زبان شاگرد حكيمش آقاى محمد تقى جعفرى عنايت كنيد :
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 9 / 118 .