كسى است كه از شهر خود پياده به حج آمده باشد و همانند كسى است كه هفتاد بندهء مؤمن را از بردگى رهانده باشد .
و چون وقوف به عرفات را تا غروب انجام دادى ، اگر خطايت به عدد ريگ صحراى عالج عربستان و به عدد كف درياها باشد خدايت مىآمرزد و همين كه به منى آمدى و سنگريزهها را به جمرات زدى براى تو به خاطر هر ريگ ده حسنه نوشته مىشود و اين ثواب براى تو در بقيهء عمرت همواره ثبت مىگردد .
و چون سر تراشيدى براى تو به عدد هر مويى كه جدا شود ، حسنهاى نوشته و اين ثواب در آيندهء عمر نيز برايت محفوظ خواهد بود .
و چون قربانى كردى ، يا به نحر شتر برخاستى به عدد هر قطره خونى كه از او به زمين مىرسد برايت حسنهاى ثبت و مشابه آن هم براى آيندهء عمرت هست .
و همين كه از منى بازگشتى و طواف بيت را به جا آورده و در مقام ابراهيم نماز خواندى ملكى به پشت شانهات زده مىگويد : اما از گذشتهء عمرت هر چه بود آمرزيده شد ، پس عمل خود را از سر گير اكنون تا صد و بيست روز .
آرى ، خداوند عزيز براى مهمانش اين گونه تدارك ديده و اين از آقايى صاحب بيت است و اين ثوابها براى عموم مردم است ، اما آنان كه اهل معرفت هستند و عاشقوار به ديار معشوق آمدهاند براى آنان ثواب لقاى حق است و كسى از عهدهء بيان يا شمارش اين گونه ثواب بر نمىآيد « 1 » .
301 - بهرههاى حج
صدوق بزرگوار روايت كرده :
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 7 / 72 .