فرمود : وقتى دو ركعت نماز خواندى در اراده داشتى كه به ارزندهترين برنامهها و بزرگترين حسنات و بهترين اعمال وسايل قرب به آن حضرت را آماده كنى ؟ گفت : نه .
فرمود : وقتى تلبيه گفتى در نيت داشتى كه به هر برنامهء صحيحى در پيشگاه حق به اقرار آمدهاى در حال پيمان بستن با اويى كه در تمام جوانب حيات از فرمانش پيروى كنى و از هر معصيت و خطايى روى بگردانى ؟ گفت : نه .
فرمود : پس در حقيقت وارد ميقات نگشته و نماز احرام بجاى نياورده و تلبيه نگفتى ! !
سپس فرمود : آيا وارد مسجد الحرام شدى و پاى در حرم مبارك حق گذاشتى و كعبه را با ديدهء خود ديدى و در برابر آن نماز گزاردى ؟ گفت : آرى .
فرمود : به هنگام ورود در حرم آيا در ضميرت بود كه از هر گونه بدگويى پشت سر برادران مسلمان دورى جويى و عيب گفتن اهل قبله را ترك نمايى ؟ گفت : نه .
فرمود : زمانى كه وارد مسجد خيف شدى و نماز خواندى آيا اراده كردى كه از هيچ برنامهاى جز مخالفت با امر خداوند نترسى و به چيزى جز رحمت الهى اميد نداشته باشى ؟ گفت : نه .
فرمود : وقتى گوسپند قربانى را سر بريدى آيا نيت كردى كه حلقوم طمع را جدا كنى و آيا به هنگام قربانى توجه داشتى كه راه ابراهيم را مىروى آن بزرگ انسانى كه يگانه فرزند عزيز خود را به قربانگاه آورد تا براى محبوب خود فدا كند ؟ گفت : نه .
فرمود : هنگام بازگشت به مكه و طواف بيت در قصد و نيت داشتى كه از درياى عنايت حق بهره برده و به مسير بندگى و عبوديت روى آورده و به رشتهء محبت و ولايت او دست آويخته و واجبات حضرتش را ادا كرده به مقام قدس و رحمت او تقرب جويى ؟ گفت : نه .
در اين حال بود كه صداى گريهء امام بلند شد و شدت تأثر و ناراحتى او به اندازهاى بود كه گويا مفارقت روح از بدنش نزديك شده ، مىگريست و پى درپى مىگفت : آه آه !
آن گاه فرمود : اى شبلى ! آن كس كه دست به حجر الأسود بگذارد به مانند آنست كه با
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٨٩