284 - خدا را با قرض ملاقات نكن
أبو ثمامه يكى از شيعيان حضرت جواد عليه السلام است ، به آن جناب عرضه داشت :
مىخواهم معتكف مكه و مدينه شوم ، ولى بدهكارم ، حضرت فرمود :
به منطقهء خود برگرد تا بدهى خود را بپردازى ، سعى كن خدا را با قرض داشتن ملاقات نكنى كه مؤمن خيانت نمىكند « 1 » .
285 - براى يك قلم مورد مؤاخذهام
عارف بزرگوار ، مرحوم حاج شيخ محمود ياسرى كه بارها براى استفادهء معنوى به محضر او مشرف شدم ، مىفرمودند :
در محل ما مردى زندگى مىكرد كه به حسنات اخلاقى آراسته بود و داراى يك زندگى سالم و با نشاط بود ، تنها چيزى كه او را رنج مىداد نداشتن اولاد بود .
سالها به پيشگاه مقدس حضرت حق ناله كرد تا خداوند مهربان پسرى به او عنايت كرد . از اين نعمت بسيار دلشاد شد ، هفت بهار از عمر طفل گذشت ، او را به مدرسه فرستاد ، تا سال چهارم دبستان را طى كرد .
اين پسر براى خانواده هم چون چراغ روشنى بود كه پدر و مادر در كنارش فوقالعاده در خوشحالى بودند ، ولى دست تقدير آن طفل را به آستانهء مريضى كشيد .
اطباى زمان از علاجش عاجز شدند . كودك در سن بين يازده و دوازده از دنيا رفت و او را در ابن بابويه نزديك مرقد شيخ صدوق دفن كردند . پدر بر اثر شدت علاقه به فرزند ، يكى از قاريان قرآن را براى قرآن خواندن جهت شادى روح طفل اجير كرد .
پدر هر روز كنار مرقد فرزند مىرفت ، ساعتى را بر سر خاك طفل مىگريست سپس
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 7 / 21 .