رسيدم و ديدم كسى رفيق خود را سرزنش مىكند و مىگويد : تو مرد عايلهدارى هستى و براى معيشت آنان به كسب و كار نياز دارى و من بيم آن دارم كه بر اثر طول سجدههايت نور چشمت از دست برود .
چون اينگونه فراوان سخن گفت ، فرياد زد : مرا فراوان سرزنش كردى ، واى بر تو ! اگر چشم كسى در اثر سجده از دست مىرفت . هر آينه چشم ابن ابى عمير از دستش رفته بود ، چه گمان دارى به مردى كه پس از نماز صبح به سجده شكر مىرفت ، پس برنمىداشت مگر به هنگام ظهر .
فضل گويد : نزد محمد بن ابى عمير رفتم ديدم به سجده است ، پس سجده را طولانى كرد ، چون سرش را برداشت و فضل طولانى شدن سجده را تذكر داد ، گفت : اگر جميل دراج را مىديدى چه مىكردى ؟
مىگويد : به نزد جميل دراج رفتم ، او را در سجده يافتم ، سجدهاش را طولانى نمود ، چون جميل سر از سجده برداشت ، گفتم : محمد بن ابى عمير مرا گفته كه سجده را طولانى مىكنى ، جميل در جواب گفت : اگر معروف بن خرَّبوذ را مىديدى چه ؟ « 1 »
238 - تو نيز مرا يارى كن
شخصى به رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بهشت را براى من به عهده بگير ، حضرت فرمود :
تو نيز مرا با زياد سجده كردن يارى كن « 2 » .
239 - بنده مرا بنگريد
در روايت صحيح رسيده : چون عبد نماز بجاى آورد ، سپس به شكرانه سر بر زمين
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 6 / 97 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 6 / 99 .