تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
يا آن كه بنوشى دو سه جامى تو از اين مى * تا آن كه بپوشم زهلاك تو نظر را لرزيد از اين بيم جوان بر خود و جا داشت * كز ترس فتد لرزه به تن ضيغم نر را گفتا پدر و مادر من هر دو عزيزند * هرگز نكنم ترك ادب اين دو نفر را لكن چو به مى دفع شر از خويش توان كرد * نوشم دو سه جامى و كنم دفع خطر را نوشيد دو جامى و چو شد خيره زمستى * هم مادر خود را زد و هم كشت پدر را اى كاش شود خشك بن تاك و خداوند * زين مايهء شر حفظ كند نوع بشر را « 1 »

221 - حكايتى از نماز باران

شهر قم در گير و دار جنگ جهانى دوم از قحطى و خشكسالى ناله داشت ، زمين‌ها خشك بود ، باغات در شرف انهدام قرار داشت ، مردم دچار مضيقه و سختى بودند ، عوامل مادى از حل مشكل به عجز نشسته بودند ، تنها راهى كه براى نزول باران وجود داشت ، يكى از دستورهاى مهم اسلامى بود و آن هم نماز باران . كم‌تر كسى به خود جرأت مىداد كه به اين مهم اقدام كند ، كسى را مىخواست كه قلبش به نور يقين منور و جانش در اتصال با عالم ملكوت باشد .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 5 / 111 .