[ وَاذا دَخَلْتَ مَيْدانَ الشَّوْقِ فَكَبِّرْ عَلى نَفْسِكَ وَمُرادِكَ مِنَ الدُّنْيا وَوَدِّعْ جَميعَ الْمَأْلُوفاتِ وَاجْزِمْ عَنْ سِوىْ مَعْشُوقِكَ وَلَبِّ بَيْنَ حَياتِكَ وَمَوْتِكَ لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ ، وَاعْظَمَ اللّهُ اجْرَكَ . وَمَثَلُ الْمُشْتاقِ مَثَلُ الْغَريقِ لَيْسَ لَهُ هِمَّةٌ الّا خَلاصُهُ وَقَدْ نَسِىَ كُلَّ شَىْءٍ دُونَهُ ]
پنج تكبير فنا
چون به ميدان شوق قدم گذاشتى پنج تكبير فنا بر خود بزن و توقّع و طمعت را از دنيا و همه اهداف آن قطع كن و سواى رحمت دوست و شوق لقاى او به چيزى جزم نداشته باش و به اميد رسيدن به لذات روحانى و جاودانى از تمام لذّات غلط و شهوات غير صحيح بگذر و با تمام وجودت تلبيه بگو به اين معنى كه الهى ! بندهاى ضعيف و ذليلم و در خدمت جناب تو ايستادهام و به هرچه فرمايى مطيع و فرمانبردارم .
حال عاشق صادق و مشتاق موافق مانند كسى است كه در حال غرق شدن است ، چنان كه غريق قصدى جز خلاصى ندارد ، شايق هم مرادى جز رسيدن به وصال محبوب ندارد .