و مفقود است كفر است و اين هر دو معنى از طريقت رضا بيرون است و تعجّب مىكنم از كسى كه دعوى بندگى مىكند ، چگونه منازعت و خلاف دارد در تقديرات و كارهاى حضرت حكيم ، دور و منزّهند از اينان اشخاصى كه در مقام رضا بوده و اهل معرفتاند .
گر مرد رهى چو رهروان باش * در پردهء راز خود نهان باش
بنگر كه چگونه ره سپردند * گر راهروى تو هم چنان باش
از بند نصيب خويش برخيز * در بند نصيب ديگران باش
فانى شو از اين وجود فانى * زنده به حيات جاودان باش
خواهى كه وصال دوست بينى * ناديده درآ به آستان باش
در يك قدم اين جهان و آن نيز * بگذار جهان و در جهان باش
عطار ز مدّعى بپرهيز * رو گوشه گزين و در ميان باش « 1 »
هامش
( 1 ) - عطار نيشابورى .