مجلسى رحمه الله و حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام در برزخ
حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام از سادات محترم آذربايجان و از بزرگترين علماى آن ناحيه در شهر تبريز بود و داراى يازده كتاب علمى .
در سنّ هفتاد سالگى به مكّه مشرف شد ، شبى به دوستانش گفت : من اينجا ماندنى هستم ، دوستانش متوجه نشدند چه مىگويد ، تا در آن ديار كه ديار ابراهيم و ميعادگاه عاشقان است از دنيا رفت و در قبرستان ابوطالب دفن شد .
يكى از مشايخ و اهل دل تبريز مىگويد : شبى باغى عجيب در خواب ديدم پرسيدم از كيست ؟ گفتند : مجلسى رحمه الله ، كنار آن باغى ديدم مهمّ داراى درى بلورى ، قصرى در ميان آن روضه باصفا بود سؤال كردم اين باغ از كيست ؟ گفتند : حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام و آن كسى كه كنار اوست مجلسى رحمه الله است ، گفتم : حاج ميرزا محمود از كجا به اين مقام رسيده ؟ گفتند : مقام رفيع علمى و ديگر صبر بر توهين و تهمت و غيبتهاى مردم .
حاج ميرزا خليل تهرانى در برزخ
مرحوم حاج ميرزا حسين نورى كه از بزرگترين محدّثان جهان تشيّع است در كتاب « دار السلام » نقل مىكند :
حاج ميرزا خليل طهرانى در اوايل طلبگى در شهر قم در مدرسه دارالشفا به تحصيل اشتغال داشت و از حيث فقر و تهيدستى در سختى و مضيقه بود ، به طورى كه بعضى شبها را گرسنه مىخوابيد .
شبى در فصل زمستان از مدرسه بيرون رفت تا قدرى ذغال تهيه كند ، به خانمى برخورد كه با دو بچه كوچك كنار كوچه نشسته و با چشم گريان به آنها مىگويد :