چون ز رخسار پرده برگيرد * در دَمَش جان نثار بايد كرد
پيش شمع رخش چو پروانه * سوختن اختيار بايد كرد
از پى يك نظاره بر در او * سالها انتظار بايد كرد
تا كند يار روى در رويت * دلت آيينهوار بايد كرد
تا نهد بر سرت عزيزى پاى * خويش چون خاك خوار بايد كرد
ور تو خود را ز خاك به دانى * خود تو را سنگسار بايد كرد
تا دهى بوسه بر كف پايش * خويشتن را غبار بايد كرد
چون عراقى ز دست خود فرياد * هر دمت صد هزار بايد كرد « 1 »
[ إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ * نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ ]
« 2 » .
بىترديد كسانى كه گفتند : پروردگار ما خداست ؛ سپس [ در ميدان عمل بر اين حقيقت ] استقامت ورزيدند ، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند [ و مىگويند : ] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مىدادند ، بشارت باد .
* ما در زندگى دنيا و آخرت ، ياران و دوستان شما هستيم ، آنچه دلتان بخواهد ، در بهشت براى شما فراهم است ، و در آن هر چه را بخواهيد ، براى شما موجود است . * رزق آمادهاى از سوى آمرزندهء مهربان است .
آرى ، اين نتيجه ايمان محكم و عمل براساس آن ايمان است ، هستند مردمى كه
هامش
( 1 ) - فخرالدين عراقى .
( 2 ) - فصلت ( 41 ) : 30 - 32 .