چو يار آمد ز در خاموش شو فيض * عيان شد هر بيانى حسبى اللّه « 1 »
امام صادق عليه السلام در روايت باب توكل مىفرمايند :
توكّل چون ظرفى مهر شده است به مُهر حضرت حق كه مهر آن را باز نمىكنند و از آن جام نمىنوشند مگر آنان كه داراى روح توكّلند .
خداوند مىفرمايد :
به پروردگار تكيه كنند تكيه كنندگان .
و باز فرموده :
اگر اهل ايمان هستيد به خداوند توكّل كنيد .
در آيهء شريفه توكّل را كليد ايمان و ايمان را قفل توكّل قرار داده است و به عبارت روشنتر ، توكّل داراى نتايجى است مانند كمال توحيد و حصول مرتبهء رضا و برقرارى مقام عبوديّت و از اين آثار ملكوتى كسى بهره نمىبرد جز آن كه در توكل ثابت قدم است و برگشت توكل به اختيار و مقدم داشتن ديگرى است بر خود ، يعنى ديگرى را به جاى خود انتخاب كردن و امور خود را به وى واگذار نمودن و ناچار شخص متوكل در برنامهء توكل خود توجه به يكى از دو امر پيدا مىنمايد ، يا توجه او به معلول و فوايد و محصول توكل است و آن به وجود آمدن و به دست آوردن امورى است كه از توكّل حاصل مىشود ، مانند تحصيل فوايد و منافع بيشتر و اظهار طاعت و عبوديت و اقناع نفس خود در مقابل امور جارى و يا آثار و لوازم معنوى ديگر .
و يا توجه او به مبدأ و علّت العلل توكل مىباشد ، يعنى پروردگار عزيز و بزرگى كه مىبايد در برابر او به عبوديت و طاعت و خضوع سرفرود آورد و از خودبينى
هامش
( 1 ) - فيض كاشانى .