2 - انسانى كه در شب و روز تسبيحش زياد باشد .
3 - و هركس براى برادر مؤمنش بخواهد آنچه را براى خود مىخواهد .
4 - و هركس در مصيبتى كه به او مىرسد جزع نكند .
5 - و آن كس كه به قسمت خداوند راضى باشد و تمام همّت خرج روزى نكند « 1 » .
پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله از جبرييل پرسيد : توكّل چيست ؟ پاسخ داد : توجه به اين كه مخلوق قدرت ضررزدن و نفع رساندن ندارد و عطا و منع در اختيار كسى نيست و بايد از خلق مأيوس و نااميد بود كه هركس به چنين حالى برسد ، جز براى خدا كار نمىكند و جز به خدا اميد نمىبندد و از غير حق نمىترسد و طمع به كسى جز خدا نمىبندد كه اين است حقيقت توكل « 2 » .
فيض آن عاشق عارف مىگويد :
ندارم خان و مانى حسبى اللّه * نخواهم آب و نانى حسبى اللّه
من از كون و مكان بيزار گشتم * شدم در لامكانى حسبى اللّه
جهان را خط بيزارى كشيدم * چو خود گشتم جهانى حسبى اللّه
نبستى طرفى از جان و نه از دل * نه دل خواهم نه جانى حسبى اللّه
مرا جانان پسند آمد نخواهم * نه اينى و نه آنى حسبى اللّه
نمىگيرم چو در دست من آمد * به موى او جهانى حسبى اللّه
در اين آتش خوشم رضوان ميارا * براى من جنانى حسبى اللّه
نعيم آتش عشقش مرا بس * بهشت جاودانى حسبى اللّه
هامش
( 1 ) - الخصال : 1 / 285 ، حديث 37 ؛ بحار الأنوار : 68 / 136 ، باب 63 ، حديث 18 .
( 2 ) - معانى الأخبار : 260 ، حديث 1 ؛ بحار الأنوار : 68 / 138 ، باب 63 ، حديث 23 .