كسى اندر سفر چندين نماند * جدا از شهر و از ياران پيشين
نداى ارجعى آخر شنيدى * از آن سلطان و شاهنشاه شيرين
در اين ويرانه جغدانند ساكن * چه مسكن ساختى اى باز مسكين
چه آسايد بهر پهلو كه گردد * كسى كز خار سازد او نهالين
چه پيوندى كند صراف و قلاب * چه نسبت زاغ را با باز و شاهين
چه آرايى به گچ ويرانهاى را * كه بالا نقش دارد زير سجين
خدايا در رسان جان را به جانها * بدان راهى كه رفتند آل ياسين
دعاى ما و ايشان را در آميز * چنان كز ما دعا وز تو تحسين « 1 »
تقوا در روايات
در روايات عالى كتب شيعه آمده :
انَّ لِلْمُؤْمِنِ فى نَفْسِهِ شُغْلًا وَالنّاسُ مِنْهُ فى رَاحَةٍ ، اذا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ فَرَشَ وَجْهَهُ وَسَجَدَ لِلّهِ بِمَكارِمِ بَدَنِهِ يُناجى الَّذى خَلَقَهُ فى فَكاكِ رَقَبَتِهِ . الا فَهكَذا فَكونوا « 2 » .
اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد : به حقيقت مؤمن در محور وجود خودش در زحمت است ، او را شغلى چون عبادت و خدمت به خلق است ، از اين جهت مردم از پاكى و خدمت او در بهره و راحتند ، چون شب تار فرا رسد صورت به خاك حريم دوست نهد و با اعضاى با قيمتش بر حضرت ربّ العزّه سجده آرد ، مناجاتش با خداوند اين است كه وى را از عذاب جهنم آزاد سازد ، من به شما هشدار مىدهم كه اينگونه باشيد .
هامش
( 1 ) - مولوى .
( 2 ) - تفسير العياشى : 2 / 213 ، حديث 50 ؛ بحار الأنوار : 67 / 282 ، باب 56 ، حديث 2 .