آن كه او خسته داردم شب و روز * خود هم او مرهم و شفاى من است
هركه زو بوى درد مىآيد * صحبتش مايهء دواى من است
هركه او از دو كون بيگانه است * در ره دوست آشناى من است
نصيحت گنهكار
در كتاب ارزشمند « مجموعة ورّام » آمده :
مردى به محضر حضرت مسيح عرضه داشت : يا روح اللّه ! بر اثر اغواى شيطان و پيروى از هواى نفس دچار زنا شدهام مرا پاك كن .
عيسى عليه السلام فرمود : فرياد بزنيد كسى نماند ، مگر اين كه براى تطهير اين مرد بيايد ، وقتى همه جمع شدند ، آن مرد گفت : هركس حدّى به گردن دارد از حدّ زدن من خوددارى كند ، تنها كسانى كه علاقه دارم در حدّ زدن من شركت داشته باشند مردم طاهر و پاكيزه و باتقوايند .
مردم چون اين سخن شنيدند پراكنده شدند ، تنها حضرت عيسى و يحيى براى حد زدن ايستادند ، قبل از شروع سنگسار حضرت يحيى به آن گناهكار فرمود : مرا موعظه كن ، گنهكار سه جملهء عالى و سه كلمهء جالب گفت :
1 - بين نفس و هوا خلوت مكن كه تو را دچار گناه مىكند و موجوديّت و هويّتت را به گناه مىاندازد .
2 - هرگز به سرزنش گناهكار اقدام مكن كه اهل معصيت احتياج به هدايت و پاكى از آلودگى دارند .
3 - در برابر كسى غضب مكن و فضاى با منفعت حلم و بردبارى را از دست مده « 1 » .
هامش
( 1 ) - مجموعة ورام : 2 / 10 ؛ وسائل الشيعة : 28 / 56 ، باب 31 ، حديث 34201 .