منافقان براى ريا و جلب منافع دنيا مبادرت به عبادت و كردار نيك مىنمايند ، ولى چون ايمان و اخلاص و عقيده ندارند ، آن عبادت و كردار در بارگاه حضرت حق ارزش ندارد و در آخرت بارى از دوش آنان برنمىدارد ، عمل مردم مؤمن رحمت و كار منافق نقمت است .
نماز منافق در پى جنگ و ستيز با حق و از براى مكر و خدعه و نيرنگ و نماز مؤمن براى رسيدن به مقام قرب و كسب نجات در روز قيامت است .
آن منافق با موافق در نماز * از پى استيزه « 1 » آيد نه نياز
در نماز و روزه و حج و زكات * با منافق مؤمنان در برد و مات
مؤمنان را برد باشد عاقبت * بر منافق مات اندر آخرت
هر يكى سوى مقام خود رود * هر يكى بر وفق نام خود رود
مؤمنش خوانند جانش خوش شو * دور منافق تيز و پر آتش شود « 2 »
صدق در عمل
هنگامى كه بر اثر معرفت ، نسبت به حقايق هستى و به خصوص وجود مقدّس حضرت او يقين حاصل شود و قلب به شؤون حضرت دوست تسليم گردد و دل به زلف گرهگير عشق محبوب پيوند بخورد و آدمى تحقق قيامت و روز حساب را كه وعدهء حضرت يار است با تمام وجود حس كند ، عمل و كار و كوشش بر مبناى اين حالات ملكوتى و واقعيّات ربّانى صورت مىگيرد و نور ايمان به حق و قيامت و نبوت و ولايت در تمام حركات جلوهگر مىشود ، در اين وقت اين عمل را عمل صادقانه مىگويند .
هامش
( 1 ) - استيزه : ستيزه ، جدال كردن ، نزاع ، خصومت ، زورگويى .
( 2 ) - مثنوى معنوى ، مولوى .