تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
خشمناكم ولى الآن به خاطر شما از او راضى مىشوم ، آن جوان مدهوش شد چون به هوش آمد حضرت فرمود : چه مىبينى ؟ عرضه داشت : آن دو سياه بدمنظره بيرون رفتند و دو نور نورانى بر من وارد شدند كه به ديدار آنان خوشحالم ، سپس از سختى جان دادن آزاد و به راحتى و بدون ترس جان سپرد « 1 » !
از جنّت خداى چه مىپرسى اى پسر * جنّت بدان كه خاك كف پاى مادر است فرمان ببر زمادر پير ضعيف از آنك * فرمان مادر تو چو فرمان داور است در پروردنت قد سروش شده كمان * اكنون مبين كه قدّ تو نخلى تناور است شب‌ها به پاس خواب تو چشمش نشد بخواب * هم چون منجمى كه دو چشمش بر اختر است در پاى گاهواره بسى خواند لاى لاى * از لاى لاى اوست كه گوش فلك كر است جز مهربان خداى رحيمت به هر دو كون * مادر زهر كه مىنگرى مهربان‌تر است

پدر و مادر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله

در ذيل آيهء شريفهء
هامش
( 1 ) - الأمالى ، شيخ مفيد : 287 ، المجلس الرابع والثلاثون ، حديث 6 ؛ بحار الأنوار : 71 / 75 ، باب 2 ، حديث 68 ( مضمون روايت ) .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 335 | شيخ حسين انصاريان