تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
ابو عثمان حيرى را سؤال كردند از صحبت ، گفت : فراخ دستى كن به مال خود برادران را و طمع در مال او مكن و تبع او باش و از او مطلب كه او تبع تو باشد .
بيا كه مونس شب‌هاى يكديگر باشيم * دوباره محو تماشاى يكديگر باشيم تو از جمال و من از آتش نهانى دل * چراغ انجمن آراى يكديگر باشيم به عيب جويى ما چشم مدعى بازست * روا مدار كه رسواى يكديگر باشيم ميان ما و تو دشمن چگونه يابد دست * اگر كه چشم به ايماى يكديگر باشيم به شكر شادى امروز را كه زنده دليم * چرا نه در غم فرداى يكديگر باشيم براى آن كه نگرديم گُم به وادى عشق * خوش است گوش به آواى يكديگر باشيم رقيب را ز سر ره چو خار برداريم * به فكر آبلهء پاى يكديگر باشيم جدا چو گشت ز جانان گريست صابر و گفت * بيا كه مونس شب‌هاى يكديگر باشيم « 1 »
هامش
( 1 ) - فيض .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 317 | شيخ حسين انصاريان