اين دو وظيفه بر عهدهء كسى است كه شرايط علمى و عملى در او جمع باشد و به خصوص به حسنات الهى آراسته و از رذايل اخلاقى پيراسته باشد .
الهى ! در مرحلهء اوّل همهء ما را به واقعيات الهى آشنا ساز ، سپس توفيق عمل به آن واقعيتها را به ما مرحمت كن ، آن گاه موفقيت براى زمينه سازى جهت معروف و جلوگيرى از منكر را به همهء ما لطف فرما كه در تمام امور ، به خصوص در اين دو مرحلهء عالى به وجود مقدس تو محتاج و نيازمنديم .
در عشق تو گم شدم به يك بار * سرگشته همى شدم فلكوار
گر نقطهء دل به جاى بودى * سرگشته نبودمى دگر بار
تا چند خورم ز نفس و تن خون * تا كى باشم ازين وزان زار
درماندهاى از وجود خويشم * پاكم به عدم رسان به يك بار
چون با عدمم نمىرسانى * از روى وجود پرده بردار
تا كشف شود در آن وجودم * اسرار دو كون و علم اسرار
من نعره زنان چو مرغ در دام * بيرون جهم از مضيق پندار
اين بيدارى اگر بيايد * عطار شود ز خواب بيدار « 1 »
هامش
( 1 ) - مؤلف .