حضرت شود ؟ اين چه نانى است كه پر از سبوس است ؟ فضه در پاسخ من گفت :
حضرت مولا اجازهء الك كردن آرد به ما نمىدهد !
در آن هنگام حضرت به من فرمود : به فضه چه گفتى ؟ گفتارم را بازگو كردم ، امام فرمود : پدر و مادرم فداى آن انسان با كرامتى كه به عمرش آرد برايش الك نشد و اتفاق نيفتاد كه سه روز متوالى شكم مباركش از نان خالى سير شود ، تا مرغ جانش به سوى معبودش به پرواز آمد « 1 » !
چه شود كه اى شه لافتى نظرى به جانب ما كنى * كه به كيمياى نظاره مس قلب تيره طلا كنى
يمن از عقيق تو آيتى چمن از رخ تو روايتى * شكر از لب تو حكايتى اگرش چو غنچه واكنى
به نماز لب تو تكلّمى به نماز غنچه تو تبسّمى * به تكلّمى و تبسمى همه دردها تو دوا كنى
تو شه سرير ولايتى تو مه منير هدايتى * چه شود گهى به عنايتى نگهى به سوى گدا كنى
تو به شهر علم نبى درى تو ز انبيا همه بهترى * تو غضنفرى و تو صفدرى چه ميان معركه جا كنى
تو زنى به دوش نبى قدم فكنى بتان همه از حرم * حرم از وجود تو محترم تو لواى دين بپراكنى
بنگر وفايى با خطا همه حرف او بود از خدا * كه مباد دست وى از رجا ز عطاى خويش رها كنى « 2 »
هامش
( 1 ) - كشف الغمة : 1 / 163 ؛ بحار الأنوار : 40 / 331 ، باب 98 ، حديث 13 .
( 2 ) وفايى .