اين امامان معصوم عليهم السلام بودند كه حقيقت مفاهيم را بيان كردند و گفتارشان به عنوان ميزان شناخت حقايق قرآن براى اهل دل باقى ماند تا با مراجعه به گفتار و آراى برحق آنان باطل بودن آراى ديگران نسبت به قرآن معلوم گردد .
به آيهء زير با كمال دقت توجه نماييد :
[ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ ]
« 1 » .
اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن كتاب ، آيات محكم است [ كه داراى كلماتى صريح و مفاهيمى روشن است ] آنها اصل و اساس كتاباند ، و بخشى ديگر آيات متشابه است [ كه كلماتش غير صريح و معانىاش مختلف و گوناگون است و جز به وسيلهء آيات محكم و روايات استوار تفسير نمىشود ] ولى كسانى كه در قلوبشان انحراف [ از هدايت الهى ] است براى فتنهانگيزى و طلب تفسيرِ [ نادرست و به ترديد انداختن مردم و گمراه كردن آنان ] از آيات متشابهش پيروى مىكنند ، و حال آن كه تفسير واقعى و حقيقى آنها را جز خدا نمىداند . و استواران در دانش [ و چيرهدستان در بينش ] مىگويند : ما به آن ايمان آورديم ، همه [ چه محكم ، چه متشابه ] از سوى پروردگار ماست . و [ اين حقيقت را ] جز صاحبان خرد متذكّر نمىشوند .
تاكنون در جامعهء اسلامى احدى نگفته راسخ در علم ابوبكر و عمر و عثمان ، يا
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 7 .