تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
قيام و ركوع و سجود برخيزند ، آنان راهبان شب و شيران روزند ، اين همه عنايت من است كه به هر كس بخواهم مىبخشم كه من داراى عنايت عظيمم .

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در كلام سليمان

كعب الاحبار مىگويد : سليمان در مسيرش به يمن به مدينه طيّبه رسيد ، به همراهانش گفت : اينجا شهر هجرت پيامبر آخر زمان است ، خوشا به حال كسى كه به او مؤمن شود و از وى پيروى كرده ، در تمام امور حيات به او اقتدا كند . وقتى به مكّه گذشت گفت : پيامبر عربى از اين شهر به مدينه مىرود ، خداوند يارى كنندگانش را يارى دهد ، دور و نزديك در پيشگاه حضرت او در مسئله حق مساويند ، در راه حق از ملامت كنندگان باك ندارد . گفتند : اى پسر داود ! دين او چيست ؟ فرمود : آيين حنيف . پرسيدند : بين ما و او چه زمانى فاصله است ؟ فرمود : بيش از هزار سال ، من به شما بگويم و بر شما واجب است به ديگران برسانيد كه او آقاى همه انبيا و خاتم رسولان است و نامش در كتب انبيا ثبت است . چون سليمان از مكه گذشت ، فرياد مكه به جانب حق برخاست ، خطاب رسيد سبب گريه‌ات چيست ؟ عرضه داشت : الهى ! تو بهتر مىدانى كه سليمان يكى از رسولان توست ، بر من گذشت و براى نماز و عبادت پياده نشد و به نزد من ذكر تو نگفت ، من دچار بت‌هاى بت پرستانم ، خداوند وحى فرمود : در آيندهء نزديك تو را از سجده كنندگان پُر كنم ، قرآن را در ابتداى امر در تو نازل كنم ، پيامبرى در كنار تو مبعوث كنم كه محبوب‌ترين پيامبران من است ، قومى را در تو قرار دهم كه مرا عبادت كنند ، واجباتى بر عبادم تكليف كنم كه براى انجامش در نزد تو با سرعت