آرزوها يك امواج زودگذر و ناپايدار مغزى نيستند كه لحظاتى سر بركشند سپس فرو بنشينند ، بلكه آرزوها همواره سطوح روانى امروز را كه روياروى حقايق و واقعيات و متأثر از آنهاست مىتراشد و مىخراشد و قشرى از مفاهيم حقيقتنما و مطلوبنما درآينده را بر آن سطوح مىچسباند و جلو فعاليتهاى طبيعى روح را مىگيرد ، اينان در فرداهاى بدون ديروز و امروز زندگى مىكنند و به همين علّت است كه درك و اشتياق به ابديت از افق روح محو مىشود و بجاى آن فرداهاى موهوم جانشين مىگردد ، آيهاى در قرآن كريم سرگرم شدن به آرزو را به اين نحو مورد توبيخ قرار مىدهد :
[ رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ * ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ]
« 1 » .
كافران [ هنگام روبرو شدن با عذاب ] چه بسا آرزو مىكنند كه كاش تسليم [ فرمانهاى خدا ] بودند . * بگذارشان تا بخورند و [ با لذايذ مادى و زودگذر ] كامرانى كنند ، و آرزوها ، سرگرمشان نمايد ؛ سپس [ حقّانيّت اسلام و فرجام شوم خود را ] خواهند فهميد .
اى دل از درد عشق بىخبرى * لا جرم در هواى سيم و زرى
روز و شب غافلى درين دنيا * دادهاى دين به باد بىخبرى
پس فلاحت به سيم وزر نبود * معرفت بايدت اگر نه خرى
سگ به اطلس ملائكه نشود * اين سخن گوش كن اگر بشرى
پدرت بود و تو پسر بودى * پسرت هست و اين زمان پدرى
پنج روز دگر پسر پدرست * اين چنين است دور چرخ كرى
هامش
( 1 ) - حجر ( 15 ) : 2 - 3 .