هم چون علم دين و دانش حقشناسى وجود ندارد .
علم در نزد انبيا
در حديث است :
اوَّلُ ما يُوضَعُ فِى الْميزانِ العِلْمُ والْخُلْقُ الْحَسَنُ « 1 » :
اول برنامهاى كه در قيامت در ترازوى عمل نهند ، دانش و خلق نيكو است .
و اول خلعتى كه بر دوش حضرت آدم پس از لباس وجود پوشاندند علم بود :
[ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ]
« 2 » .
و خدا همهء نامها [ ىِ موجودات ] را به آدم آموخت .
و بعد از او ميراث جمله انبيا گشت و سر دفتر مقامات و احوال همهء اوليا آمد و اين همان علم است كه خليل جليل فرمود :
[ يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا ]
« 3 » .
پدرم ! همانا براى من [ از طريق وحى ] دانشى آمده كه تو را نيامده ؛ بنابراين از من پيروى كن تا تو را به راهى راست راهنمايى كنم .
و يعقوب عليه السلام گفت :
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة : 6 / 339 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 31 .
( 3 ) - مريم ( 19 ) : 43 .