است جلّ جلاله ، هم چون صفتهاى ديگر چون حيات و قدرت و سمع و بصر و كلام و امثال آن .
علم كسبى و قدرتى
و هم چنان كه روح و جسم آدم صفى عليه السلام از قدرت و حكمت در وجود آمد اين علم كه منبع اخلاق او بود ، هم برآن ترتيب به دو قسم نازل شد :
1 - كسبى .
2 - قدرتى .
آنچه قدرتى بود بر عطاى محض بىعلّت تعلّق گرفت و آنچه حكمتى بود به جهد و كسب مردم حواله گشت .
قسم عطايى انبيا را آمد و بس .
اين قسم كه كسبى بود بر جملهء ذريت بنى آدم به نسبت مراتبى كه در اصل خلقت با سرشت هر يكى همراه است منقسم گشت و اگرچه همهء اوليا را به قدر متابعت انبيا از قسم عطايى نيز حظّى بود ، اما قاعدهء سلوك از براى ايشان اقوى است كه :
مَا اتَّخَذَ اللّهُ وَلِيًّا جاهِلًا قَطُّ .
خداوند هرگز مقام ولايت را به انسان جاهل نمىسپارد .
و اين از آن است كه سلوك روش نفس است كه علم كسبى تعلّق به دو دارد .
هم چنان كه علم عطايى تعلّق به روح دارد و چون نفس از عالم حكمت در وجود آمده است به واسطهء احتياج ، لاجرم تحصيل علم كسبى او را بىسبب ميسّر نگردد و روح چون از عالم قدرت آمد از سبب مستغنى است و هميشه فيض از علم ازل