نمايند و نعمت فراموش شدهء او را به يادشان بياورند و با تبليغ دلايل روشن وظيفهء رسالت را بجاى آورند و نيروى مخفى عقول مردم را برانگيزانند و بارور سازند و آيات با عظمت الهى را كه در هندسهء كلى هستى نقش بسته است به آنان بنمايانند . آسمانهايى برافراشته بالاى سرشان و گهوارهء گستردهء زمين زير پايشان و معيشتهايى كه حياتشان را تأمين نمايد .
با توجه به لطايفى كه در گفتار شاه اوليا حضرت على عليه السلام هست ، آيا كسى به خود جرأت و جسارت مىدهد كه بگويد : نهال وجود انسان بدون باغبانى انبيا و اوليا قابليت رشد دارد ؟
بايد به دامن كرامت و حقيقت حضرت ختمى مرتبت كه خلاصهء همهء انبيا و عصارهء همه كتب آسمانى و تجلّى تمام ملكوت الهى و ما حصل كلّ معارف آسمانى است دست توسّل زده و آن حضرت را به حقيقت شناخته و به طور كامل از آن جناب در همهء شؤون پيروى كرد و وى را مقتداى خود قرار داده و بر اساس دستور واجب حضرت حق به او اقتدا نمود كه علم ازلى آن وجود مبارك را تا قيامت ، مقتداى خلق و بر تمام انسانها پيروى از آن حضرت را واجب عينى قرار داده است كه پيروى از او پيروى از خدا و همهء انبيا و قرآن مجيد است و نيز پيروى حقيقى از او ما را به سوى ائمه عليهم السلام اثنا عشر كه اوّل آنان على عليه السلام و آخر آنان مهدى صاحب زمان عليه السلام است رهنمون شده و درهاى سعادت دنيا و آخرت را به روى ما باز مىكند .
با توجه به تمام مقدماتى كه در اين فصل گذشت به اين نتيجه مىرسيم كه ما را مقتدايى جز خدا و انبيا و قرآن و ائمهء طاهرين عليهم السلام و شاگردان حقيقى آنان كه فقهاى جامع الشرايطند نيست و صراط مستقيمى كه قرآن بر آن پافشارى دارد ، همين
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٥٣