تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
آن دو كه مستحسن است : يكى : خلّت حقيقى است كه آن را محبّت روحانى خوانند و استناد به آن به تناسب ارواح است و تعارف آن ، چون محبت انبيا و اوليا با يكديگر . دوم : محبت قلبى است و آن مستند است به تناسب اوصاف كامله و اخلاق فاضله چون محبت صلحا و اتقيا در حق يكديگر و دوستى امم به انبيا و ائمهء هدى عليهم السلام . و اما آن دو كه مذموم است : يكى : به سبب تيسير مصالح است چون محبت تجّار و صناع و دوستى خدّام با مخاديم و ارباب حاجات با اغنيا . دوم : محبت نفسانيه است و استناد آن به لذّات حسّيّه و مشتهيات نفسيّه است و چون در قيامت اسباب اين دو نوع محبت مفقود باشد و غرض و غايت آن به حصول نرسد آن محبت زوال پذيرد و به دشمنى مبدل گردد ، پس بايد كه مقصود اهل ايمان از خلّت و محبت با يكديگر محض رضاى الهى باشد و مشوب به اغراض دنيوى نباشد تا در قيامت به خطاب مستطاب :
[ يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ]
« 1 » . [ خدا آن روز به آنان گويد : ] اى بندگان من ! امروز نه بيمى بر شماست و نه اندوهگين مىشويد . سرافراز گردند .
هامش
( 1 ) - زخرف ( 43 ) : 68 .